غلامحسين افضل الملك

100

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

داشته‌اند پناهنده شده‌اند و در تحت حمايت سادات بنى المختار درآمده‌اند . و سادات بنى المختار در سبزوار تا سرحد نيشابور صاحب احشام و اغنام و ضياع و عقار بوده ، مكنت و ثروت و حشمت زيادى داشته‌اند . بيشتر آنها در سبزوار در محله‌اى كه الآن به « سبريز » معروف است و من شبها در آنجا مهمان بوده‌ام سكنا داشته‌اند . دارائى و حشمت و ثروت سادات حسينى بنى المختار بدرجه‌اى بوده است كه مردم ميگفته‌اند ان السماء للّه القهار و الارض لبنى المختار . يعنى آسمان مال خداوند قهار است لكن زمين متعلق بسادات بنى المختار است . اصل اين سادات بنى المختار در بغداد بوده نقابت « 1 » سادات داشته‌اند . مير حاج بوده‌اند كه مردم را برياست خود از بغداد به مكه ميرسانيده‌اند كه كسى به آنها زيادتى نكند . و اين منصب بسى بزرگ است كه الآن هم منصب شريفى و مير حاجى در سادات حسينى است كه دولت عثمانى نميتواند مخالفت

--> - المؤمنين قاضى نور اللّه شوشترى و تاريخ عالم آراى عباسى تأليف اسكندر بيك تركمان منشى مفصل مسطور است . ( 1 ) - عنوانى بوده است تا پنجاه شصت سال پيش كه مفهوم رياست و پيشوائى از آن اراده ميشده است . در حاشيه بخطى ديگر نوشته شده است « يعنى بعد از نقابت سادات موسوى كه سيد مرتضى و سيد رضى رضوان اللّه عليهم از آن جمله بوده‌اند و بعد از سادات طاووس حسينى حسنى ؟ كه ايضا نقيب الطالبيّين بوده‌اند نقابت طالبيّين در بغداد با سادات بنى المختار بوده » . و نيز در سمت راست صفحه با همان خط نوشته شده است . در اواخر دولت عباسيه ، در زمان ناصر عباسى محض اصلاح ميانهء خليفه عباسى با سلطان محمد خوارزمشاه و اصلاح بعضى مفاسد ديگر از بغداد به امر خليفه بخراسان آمده‌اند و چون سبزوار مركز تشيع بوده يعنى رواج مذهب تشيع در بلاد خراسان و بلاد ماوراء النهر منحصر بسبزوار بوده است ، اين سادات بواسطهء تناسب و سنخيّت مذهبى در سبزوار ساكن شده‌اند و از طرف سلاطين به اقطاع و سيورغالات بسيار اختصاص و امتياز داشته‌اند تا در زمان طلوع و ظهور سلطنت دولت صفويه غلبهء پادشاه بزرگ شاه اسمعيل بر محمد خان شيبانى -